سبک زندگی
سبک زندگی
در گذشته های نه چندان دور ازدواج ها پایدارتر و ماندگارتر بودند و کمتر سطح مشکلات به حدی می رسید که به طلاق منجر شود. اما امروزه به علت عدم ثبات اقتصادی، بیماریهای روانی، گسترش رسانه های ارتباطی و .... آمار طلاق بالا رفته است و آن را تبدیل به امری عادی کرده است. زن و شوهر مدام تحت فشار مسائل مالی و دیگر ناسازگاری ها هستند و طلاق را یک راه حل میبینند.

در گذشته ­های نه چندان دور ازدواج­ها پایدارتر و ماندگارتر بودند و کمتر سطح مشکلات به حدی میرسید که به طلاق منجر شود. اما امروزه به علت عدم ثبات اقتصادی، بیماریهای روانی، گسترش رسانه­های ارتباطی و .... آمار طلاق بالا رفته است و آن را تبدیل به امری عادی کرده است. زن و شوهر مدام تحت فشار مسائل مالی و دیگر ناسازگاری­ها هستند و طلاق را یک راه­حل میبینند.

سوالی که اکنون پیش می­آید این است که چه عواملی سبب شکست زندگی مشترک میان زن و مرد میشود؟ باید گفت که عوامل متنوعی در به پایان رسیدن یک ازدواج میتوانند دخیل باشند، گاهی ممکن یکی از آنها، گاهی نیز چند عامل همزمان در زندگی وجود دارند. برای شناخت بهتر این عوامل با ما همراه باشید.

  • ازدواج زودهنگام

آمار نشان میدهد کسانی که در ابتدای جوانی خود ازدواج میکنند بیش از بقیه افراد در معرض تهدید طلاق قرار دارند. برخی­ها تمام رویای خود را در ازدواج با دوست دوران کودکی خود میدانند، اما باید با واقعیت روبرو شد و گفت که ازدواج در سن حداقل بالای 25 سال دوام و پایداری بیشتری دارد، بطوریکه این افراد 25 درصد کمتر از بقیه در خطر طلاق قرار دارند.

  • ازدواج­های پیشین

طبق تحقیقاتی که صورت گرفته، با هر بار ازدواج، خطر طلاق در فرد مقداری بیشتر میشود. افراد زیادی هستند که بلافاصله بعد از طلاق، بدون اینکه دوران بهبودی بعد از طلاق را طی کنند وارد رابطه­ای جدید میشوند که این منجر به بروز همان مشکلات ازدواج پیشین خواهد شد، زیرا بعد از هر طلاق عوامل آن باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد تا از تکرار آن پیشگیری شود.

  • مسائل مالی

همچنین مطالعات نشان میدهد مشکلات مالی و فقر یکی از عوامل بسیار تاثیرگذار در شکست ازدواج است. درست است که پول خوشبختی نمی­آورد، ولی نبودش بدبختی بدنبال دارد. زن و شوهر باید مدام مراقبت خورد وخوراک خود باشند و در خریدها احتیاط کنند که اینها سبب کاهش شادی در خانواده میشود؛ همچنین این مشکلات مالی موجب میشود که افراد توانایی استفاده از مشاوره و روانشناس را نیز نداشته باشند و احتمال طلاق بسیار بالا رود. طبق آمار، زوج­هایی که هفته­ای یکبار به خاطر مسائل مالی دعوا میکنند 30 درصد بیشتر در معرض طلاق هستند.

  • فرزندان زیاد

فرزند، نعمت خداوند است، اما زوج­ها باید بدانند که تعداد فرزندان زیاد، باعث افزایش مشکلات زندگی مشترک آنها خواهد شد. جدا از نگه­داری و مراقبت، فرزندان بیشتر به پول بیشتری نیز نیاز دارند. شاید در ابتدا به آن کمتر توجه کنید، ولی آخر سر شما را بشدت تحت فشار خواهد گذاشت و احتمال طلاق را بیشتر خواهد کرد.

  • تحصیلات

بر اساس آمار، طلاق در میان زوج­هایی که تحصیلات بالاتری دارند، کمتر است؛ هرچند که تحصیلات بالا به تنهایی، دوام زندگی مشترک را تضمین نمیکند. اما تحصیلات بالا باعث میشود موقعیت­های شغلی بهتر فراهم شود و به طبع آن با افزایش درآمد، سطح شادی در زندگی افزایش می­یابد، همچنین افراد تحصیل­کرده استاندارهای بالاتری برای زندگی در نظر میگیرند و روی کیفیت آن حساس هستند.

  • نبود آموزش مناسب

همانطور که در مقالات دیگرمان تاکید کردیم، شرکت در کلاس­های مشاوره قبل از ازدواج به شدت توصیه میشود، زیرا آمار نشان داده است که در موفقیت ازدواج بسیار موثرند. در این کلاس­ها به شما مهارت مقابله و رودرویی با مشکلات آموزش داده میشود و  یاد خواهید گرفت که چه مشکلاتی بعد از ازدواج ممکن است پیش بیاید و چگونه میتوانید آنها را حل کنید. اما متاسفانه علی رغم تاکیدات فراوان، هنوز هم بسیاری زوج­ها به این کلاس­ها بی­توجهی میکنند و در آنها حضور نمی­یابند.

  • طلاق والدین

معمولا افرادی که والدین آنها طلاق گرفته­اند بیشتر در معرض طلاق قرار دارند. اگر یکی از مرد یا زن در خانواده طلاق رشد یافته باشد احتمال اینکه زندگی مشترک خود نیز به طلاق کشیده شود تا 50 درصد افزایش پیدا میکند. اگر هر دو در خانواده طلاق بوده باشند این احتمال بسیار بالا میرود.

  • تفاوت سنی بیش از حد

یکی از دغدغه­های افراد قبل از ازدواج که به درستی مورد توجه قرار میگیرد، تفاوت سنی مناسب برای ازدواج است. اینکه آیا ازدواج دو نفر از دو نسل متفاوت کار درستی است؟ باید گفت که خیر. بر طبق بررسی­های انجام شده، بهترین بازه تفاوت میان زن و شوهر از 2 تا 10 سال است به صورتی که سن مرد بیش از سن زن باشد. اما تفاوت سنی بالاتر، احتمال طلاق را نیز افزایش میدهد.

  • خیانت

آمارهای متفاوتی در این مورد وجود دارد. اما میتوان در یک جمع­بندی گفت که آمار نگران­کننده است. میزان خیانت میان زوج­های متاهل، بسیار کمتر از افرادیست که رابطه طولانی بدون ازدواج دارند، هرچند که سطح تحصیلات، آموزش­های مناسب و سن و سال در این امر دخیل هستند، بطوریکه آموزش بهتر و سن و سال بالاتر، خیانت کمتر را در پی دارد. خیانت خود به تنهایی معمولا منجر به طلاق نمیشود، زیرا افراد بعد از خیانت، با هم مذاکره میکنند و معمولا با آن کنار می­آیند؛ فقط در صورتی منجر به طلاق میشود که دیگر امکان بازگشت اعتماد وجود نداشته باشد.

  • مشکلات جنسی

مشکلات جنسی از عوامل اصلی طلاق هستند و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم منجر به طلاق میشوند. تاثیر غیرمستقیم به این صورت است که فرد ابتدا از لحاظ جنسی ارضا نمیشود و بعد به خیانت روی می­آورد که این خیانت خود باعث طلاق میشود. آمار نشان میدهد که بسیاری از افرادی که خیانت میکنند دلیل خیانت خود را مشکلات جنسی عنوان میکنند. این مشکل در میان افرادی که دارای فرکانس­های جنسی متفاوت هستند بیشتر روی میدهد، به این شکل که یکی از طرفین احساس نیاز میکند درحالی که طرف مقابل چنین احساسی ندارد. ازدواج­های زودهنگام هم به دلیل تکراری شدن رابطه جنسی میان طرفین، احتمال فروپاشی­شان افزایش می­یابد.

  • اعتیاد

اعتیاد نیز همانند مشکلات جنسی، معمولا به تنهایی منجر به طلاق نمیشود، بلکه عوارض آن میتواند ویرانگر باشد. افراد معتاد معمولا دروغ میگویند و یا دست به دزدی میزند و با مشکلات قانونی روبرو میشوند؛ این مسائل منجر به فشار بیش از حد به همسر او میشود و اگر از حد تحمل فرد بگذرند دیگر پایدار نگه­داشتن آن ازدواج امکان­پذیر نیست. طبق آمار، طلاق در افراد معتاد حدودا 16 درصد است.

  • مشکلات روحی روانی

خانواده­هایی که یکی از مرد یا زن دچار افسردگی، اضطراب و مشکل روحی روانی باشد، احتمال طلاق بسیار بالایی دارند، بطوریکه افرادی که دارای اختلال دو قطبی هستند حدود 90 درصد آنها به طلاق منجر میشود، هرچند در بیماری­های دیگر احتمال کمی پایین­تر است اما بازهم نسبت به بقیه عوامل بالاست. مثلا وجود بیماری شیزوفرنی احتمال طلاق را تا 42 درصد افزایش میدهد. البته این بیماری­ها خود منجر به طلاق نمیشود، بلکه رفتارهای فرد که ناشی از این بیماری­هاست برای همسر غیرقابل تحمل میشود. مثلا افرادی که دارای اختلال دوقطبی هستند معمولا دست به خشونت میبرند که احتمال خیانت و طلاق همسر او را افزایش میدهد.

  • تربیت فرزندان

اغلب زن و مرد درباره اینکه مسولیت اصلی تربیت فرزند با چه کسی است دچار اختلاف میشوند تا آن حد که اغلب پدر و مادر­ها قبل از تولد فرزند از هم جدا میشوند تا مشکلات بعدی تربیت فرزند را نداشته باشند. بنابراین تربیت فرزند باید قبل از ازدواج میان زن و مرد به بحث گذاشته شود تا از مشکلات بعدی پیشگیری شود.

  • شبکه­های مجازی امروزی

رسانه­های اجتماعی در زندگی امروز افراد نقش مهمی دارند.  بر طبق آمار حدود 15 درصد افراد به دلیل اعتیاد همسرشان به این رسانه­ها طلاق میگیرند. همچنین 25 درصد افراد به طور هفتگی با همسر خود درباره این رسانه­ها جرو بحث میکنند. هرچند که این جروبحث ­ها کمتر به طلاق ختم میشود، اما میتواند زمینه­ساز مشکلات منجر به طلاق شود.

به هر حال اگر در زندگی مشترک خود با مشکل مواجه شده­اید و میتوانید با طرف خود مذاکره کنید حتما این کار را بکنید، همیشه حداکثر تلاش خود را بکنید، زیرا طلاق باید آخرین راه­حل باشد. همچنین از مشاوره با مشاور خانواده و روانشناس­ها استفاده کنید، حتی گاهی خانواده و فرخی دوستان هم میتوانند مفید باشند.

کلید واژه ها : دلایل طلاق در ایران ، دلایل طلاق عاطفی ، طلاق عاطفی ، طلاق زن ، دلایل طلاق گرفتن ، دلایل اصلی طلاق , علل اصلی طلاق ، علت اصلی طلاق در ایران ، طلاق در ایران ، طلاق 

به اشتراک گذاری این مطلب!

خواندنی ها
سراسر وب
مطالب جالب